بوی مهر

این کوه باستانی پردیس است که در حومه شهرستان جم از استان بوشهر و در نیمههای راه بندر کنگان به فیروز آباد شیراز قرار دارد. قله این کوه نزدیک ترین نقطه زمین به خورشید است، چون بالاترین ارتفاع در نزدیکی خط استواست.
مغناطیس فوق العاده قوی کوه در جهان زبانزد است و اگر در فاصله ۵۰ تا ۱۰۰ متری کوه یعنی تقریبا انتهایی ترین نقطه مشخص آسفالت با ماشین توقف کنید و ترمز دستی را بخوابانید، ماشین به جای سر پائینی به نرمیبه سمت کوه کشیده میشود که البته همین مغناطیس برای رانندگان نا آشنا بسیار دردسر ساز بوده و تاکنون تعداد زیادی از خودروها بی اختیار با کوه تصادف کرده اند.
از جمله خواص خارق العاده ی این کوه کمک به درمان مبتلایان به ایدز است. به خاطر نزدیکی این کوه به خورشید امکان رشد و نمو ویروسهای بیماری زا از جمله ویروس HIV صفر است.
پزشکان متخصص بریتانیایی در موسسه ی Medical College Imperial در شهر لندن اخیرا در مقاله ای در روزنامه ی تایمز ضمن بر شمردن این خاصیت از سازمان ملل درخواست کرده اند تا نام این کوه را به ANTI-HIV Mountain تغییر دهند.
دکتر Tim Hopkins رییس موسسه ی فوق و دارنده ی مدرک فوق تخصص در رشته ی ایمونولوژی و ویروس شناسی درخواست ایجاد شهرکهای درمانی برای مبتلایان به ایدز در این منطقه داشته است.وی معتقد است با اسکان مبتلایان به ایدز در این منطقه پس از حداکثر مدت ۱۸ ماه هیچ نشانه ای از بیماری در این مبتلایان دیده نشود. از دیگر خواص درمانی این کوه که زبانزد همه ی متخصصین mountain trapi (کوه درمانی) است، خواص مغناطیسی بوده که باعث تخریب سلولهای سرطانی شده و به همین دلیل متخصصین بسیاری بیماران سرطانی را به کوه نوردی در این کوه توصیه میکنند.
شمع جمع شاپرکهایی رضا
ای کلید ساده مشکل گشا
آن گل زیبا گل خوشبو تویی
ای رضا جان، ضامن آهو تویی
با نگاهت چون کبوتر کن، مرا
تا بگیرم اوج، خوشحال و رها
تولد هشتیم اختر تابناک آسمان امامت و ولایت بر همگان مبارک
|
نام شکل |
محیط |
مساحت |
تعداد خط تقارن |
تعداد قطرها |
|
مربع |
یک ضلع × 4 |
یک ضلع × خودش |
4 |
2 |
|
مستطیل |
(طول + عرض) × 2 |
طول × عرض |
2 |
2 |
|
متوازی الاضلاع |
(طول + عرض) × 2 |
قاعده × ارتفاع |
ندارد |
2 |
|
ذوزنقه قائم الزاویه |
مجموع چهار ضلع |
مجموع دو قاعده × ارتفاع ÷ 2 |
ندارد |
2 |
|
ذوزنقه متساوی الساقین |
مجموع چهار ضلع |
مجموع دو قاعده × ارتفاع ÷ 2 |
1 |
2 |
|
لوزی |
یک ضلع × 4 |
حاصل ضرب دو قطر ÷ 2 |
2 |
2 |
|
مثلث قائم الزاویه |
مجموع سه ضلع |
قاعده × ارتفاع ÷ 2 |
ندارد |
ندارد |
|
مثلث متساوی الساقین |
مجموع سه ضلع |
قاعده × ارتفاع ÷ 2 |
1 |
ندارد |
|
مثلث متساوی الاضلاع |
مجموع سه ضلع |
قاعده × ارتفاع ÷ 2 |
3 |
ندارد |
|
مثلث مختلف الاضلاع |
مجموع سه ضلع |
قاعده × ارتفاع ÷ 2 |
ندارد |
ندارد |
|
دایره |
قطر × 14/3 |
شعاع × شعاع × 14/3 |
بی نهایت |
بی نهایت |


واكنش فوق ازجمله واکنش هایی است که منجر به تولید کف می شود .
این واكنش بین جوش شیرین ( اسدیم بی کربنات یا سدیم هیدروژن کربنات )
با آلومینیوم سولفات انجام می شود که به مقدار زیاد گاز کربن دی اکسید تولید می کند
از این واکنش برای خاموش کردن آتش استفاده می شود.


سپیده پانزدهم رمضان، بشارت مولودی خجسته است...
چه مولود مباركی!
الله اكبر از این نوزاد كه سیرت مصطفایی دارد و صورت مجتبایی
فرشتگان به زمین می آیند به شادباش؛

زمزمه ای صمیمی در خلوت جهان حضور دارد و باران طراوت میبارد
حسن می آید؛
پاسبان خرد و اندیشه،
آوازخوان آزادی و آزادگی.
حسن می آید؛
یگانه ای كه كرامت، عادت اوست و فضل و بخشش و رحمت، خُلق و خویَش.
حسن می آید؛ مولود مبارك مدینه، فرزند شجاعت و شهامت و برادر رشادت و شهادت.
حسن می آید ...
ماه شب چهاردهم رمضان، نورانی و كامل...

از سخنان آن حضرت است که:
برادری یعنی: وفاداری در سختی و آسایش.
نیکی آن است که: پیش از آن، امروز و فردا و پس از آن منت نباشد.
بیشترین گستره گذشت کریم هنگامی است که: راه پوزش بر گنهکار تنگ شود.
بخل آن است که: آدمی آنچه را بخشیده است، تلف و آنچه را نگه داشته شرف بپندارد.
خوشا به حال کسی که زمان ظهور حضرت مهدی (عج) را درک کند و سخن او را بشنود.
امام حسن علیه السلام اولین فرزند فاطمه سلام الله علیها و على علیه السلام در نیمه رمضان سال سوم هجرى در مدینه دیده به جهان گشود. از ام فضل، همسر عباس بن عبدالمطلب نقل شده كه گفت من به رسول خدا صلی الله و علیه عرض كردم: یا رسول الله در خواب دیدم كه عضوى از اعضاى شما در خانه من است.
حضرت فرمودند: خیر است، به زودى فاطمه فرزندى مى آورد ...
زمانى نگذشت كه امام حسن (ع) متولد شد و ام الفضل افتخار یافت دایه ی آن حضرت باشد.
وقتى خبر تولدش به رسول خدا رسید سرشار از شادى شد و همان دم به خانه دخترش فاطمه شتافت و با صداى بلند از اسماء پرسید:
فرزندم كجاست؟ اسماء نوزاد را به پیامبر داد. حضرت او را در آغوش گرفت و گوشش اذان گفت تا در نهاد او بذر توحید بپاشد. این نخستین صدایى بود كه به گوش نوزاد بزرگوار رسول خدا مى رسید.
سپس از على (ع) پرسید: آیا نامى براى فرزندتان انتخاب كرده اید؟ على (ع) پاسخ داد: هرگز در این كار بر شما پیشى نمى گیریم. پیامبر لختى سكوت كرد و سپس به فرمان الهى او را «حسن» نامید، اسمى كه هرگز در دوران جاهلیت شنیده نشده بود. در روایت آمده است كه جبرئیل از طرف خدا به پیامبر تبریك گفت و از او خواست تا نام مولود را همنام فرزند هارون، جانشین موسى (ع) بگذارد ; نام فرزندان هارون به عبرى شُبَّر و شُبیر بود كه به عربى حسن و حسین مى شود. زیرا پدرشان على (ع) هم شأن هارون بود و جانشین پیامبر.
روزی مردی خواب عجیبی دید.
دید که پیش فرشته هاست و به کارهای آنها نگاه می کند.
هنگام ورود، دسته بزرگی از فرشتگان را دید که سخت مشغول کارند
و تند تند نامه هایی را که توسط پیک ها از زمین می رسند
باز می کنند و آنها را داخل جعبه می گذارند. مرد از فرشته ای پرسید:
شما چکار می کنید؟ فرشته در حالی که داشت نامه ای را باز می کرد
گفت: اینجا بخش دریافت است و ما دعاها و تقاضاهای مردم از خداوند را تحویل می گیریم.
مرد کمی جلوتر رفت. باز تعدادی از فرشتگـــان را دید که کاغذهـایی را داخل پاکت
می گذارند و آن ها را توسط پیک هایی به زمین می فرستند.
مرد پرسید:
شماها چکار می کنید؟ یکی از فرشتگان با عجله گفت:
اینجا بخش ارسال است، ما الطاف و رحمت های خداوند را برای بندگان به زمین می فرستیم.
مرد کمی جلوتر رفت و یک فرشته را دید که بیکار نشسته است.
با تعجب از فرشته پرسید: شما چرا بیکارید؟
فرشته جواب داد: اینجا بخش تصدیق جواب است.
مردمی که دعاهایشان مستجاب شده باید جواب بفرستند ولی فقط عده بسیار کمی جواب می دهند.
مرد از فرشته پرسید: مردم چگونه می توانند جواب بفرستند؟
فرشته پاسخ داد: بسیار ساده، فقط کافیست بگویند: خدایا شکر. . .
|
وَ قَلِیلٌ مِّنْ عِبَادِى الشکُورُ امّا عده کمى از بندگان من شکرگذارند! سبا ، 13 |
|
آیه 23 سوره ملک : قلیلا ما تشکرون (کمتر شکر او را بجا مى آورید ) آیه 73 نمل : و لکن اکثر هم لا یشکرون (بیشتر آنها شکرگزارى نمى کنند)
|

روز ها گذشت و گنجشک با خدا هیچ نگفت. فرشتگان سراغش را از خدا میگرفتند و خدا هر بار به فرشتگان این گونه میگفت: می آید؛ من تنها گوشی هستم که غصههایش را میشنود و یگانه قلبی ام که دردهایش را در خود نگه میدارد.
و سرانجام گنجشک روی شاخه ای از درخت دنیا نشست. فرشتگان چشم به لب هایش دوختند، گنجشک هیج نگفت. و خدا لب به سخن گشود: با من بگو از آن چه سنگینی سینه توست. گنجشک گفت: “لانه کوچکی داشتم، آرامگاه خستگی هایم بود و سر پناه بی کسی ام. تو همان را هم از من گرفتی. این طوفان بی موقع چه بود؟ چه می خواستی از لانه محقرم؟ کجای دنیا را گرفته بود؟” و سنگینی بغضی راه بر کلامش بست. سکوتی در عرش طنین انداز شد. فرشتگان همه سر به زیر انداختند.
خدا گفت: ماری در راه لانه ات بود. خواب بودی. باد را گفتم تا لانه ات را واژگون کند. آن گاه تو از کمین کار پر گشودی. گنجشک خیره در خدایی خدا مانده بود.
خدا گفت: و چه بسیار بلاها که به واسطه محبتم از تو دور کردم و تو ندانسته به دشمنی ام برخاستی. اشک در دیدگان گنجشک نشسته بود. ناگاه چیزی در درونش فرو ریخت های گریه هایش ملکوت خدا را پر کرد.
۲ داستان کوتاه آموزنده
داستان کوتاه (ارزش واقعی انسان)
علامه جعفری میگفتند:
عدهای از جامعهشناسان دنیا در دانمارک جمع شده بودند تا در بارهی موضوع
مهمی به بحث و تبادل نظر بپردازند. موضع این بود: ارزش واقعی انسان به چیست؟